یه کبوتر همیشه باید عاشق پرواز باشه ، وگرنه اسیر میشه
یه قناری باید به خوش آوازیش ایمان داشته باشه وگرنه ساکت میشه
یه لب همیشه باید توش خنده باشه وگرنه زود پیر میشه
یه صورت همیشه باید شاد باشه وگرنه به دل هیچ کس
نمی شینه
دفتر نقاشی باید خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفید فرقی نداره
یه جاده باید انتها داشته باشه وگرنه مثل یه کلاف سردرگمه
یه قلب پاک همیشه باید به یه نفر ایمان داشته باشه وگرنه فاسد میشه
یه دیوار باید به یه تیر تکیه کنه وگرنه میریزه
یه چشم اشک آلود ، یه دل غم آلود ، یه کبوتر عاشق ، یه قناری خوش آواز ، یه لب خندون ،
یه صورت شاد ، یه جاده با انتها ، یه دفتر نقاشی ، یه قلب پاک، یه دیوار استوار ،
فقط یه جا معنی داره ،
جائی که چشمای اشک آلودم رو تو پاک کنی ، دل غم آلودم رو تو شاد کنی ، جفت کبوتر عاشقی مثل من باشی ، شنونده آواز قشنگت من باشم ، لبای قشنگت رو من خندون کنم ،
نقاش دفتر خاطراتمون باشی، پاکی قلبت رو با عشقم معنی کنم ،
واین است پیمان ما از همیشه تا همیشه
عاشقانه و سخاوتمندانه
پی نوشت: این متنو تقدیم کردم به همسر عزیزم ...
پی نوشت 2: هنوز 1 ماه نشده ازدواج کردیم! 2آ کنین تا همیشه همینطوری بمونیم...
نوشته شده توسط مینا مهرپویا در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 12:23 موضوع | لینک ثابت
هميشه رفتن، بهترين نيست
هميشه ماندن،آن حضور ناب نيست
گاهي ميان رفتن و ماندن
هيچ فرقي نيست...
دلتنگيم،باشد
آنها را نمي بينم،باشد
در خانه نيستند،باشد
اصلا مهم نيست...
اصل درست اين است كه،
عزيزان دل ما
در خانه دل ما جا دارند،
نوشته شده توسط مینا مهرپویا در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت 14:3 موضوع | لینک ثابت
چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانی ست...
چه شرافت ارزان،
تن
عریان ارزان،
و دروغ از همه چیز ارزان تر....!
آبرو قیمت یک تکه ی نان...
و
چه تخفیف بزرگی خورده ست،
قیمت هر انسان!!
نوشته شده توسط مینا مهرپویا در دوشنبه هفدهم تیر 1387 ساعت 15:14 موضوع | لینک ثابت
در زمستانی سرد بادلی رفته ز دست زیر لب می خوانم
کاش می شد به تو گفت که تو تنها سخن شعر منی
تو نرو از بر من ،تو بمان تا که نمیرد دل من
.
.
تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
می توان گفت که من چلچله ناز توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پروبال توام
نوشته شده توسط مینا مهرپویا در یکشنبه نهم تیر 1387 ساعت 14:15 موضوع | لینک ثابت