از کنار هم می گذریم، اغلب بی اعتنا. سر در لاک خود فرو برده ایم و هر یک سرگرم کار خویش. هر کس به نوعی در گیر مشکلات زن و مرد، پیر و جوان، فقیر و غنی، سالم و بیمار. یکی در هراس از دست دادن عزیز، یکی در سوگ عزیز از دست رفته، دیگری در جست و جوی آرامش در پی جدایی از یار و همراهش، عده ای در پی مالکیت و تصاحب عشق دیگری و عده ای در سوگ معشوق از دست رفته. از کنار هم می گذریم بی اعتنا به روابط انسانی، بی توجه به احساسات و عواطف یکدیگر، به نیازهای هم و حتی گاهی به انسان بودن یکدیگر.

دلهره از دست دادن عزیزان، تلاش برای رهایی از عشق، به سوگ عزیزی نشستن، همه و همه موقتی است. جز عشق. عشق به خود، عشق به همنوع، عشق به زندگی و عشق به دوستی. آری تنها و تنها عشق است که ماندنی است.

پس عشق بورزیم به دور از دلهره فردای بی عزیز، باشد که فردا حسرت دیروز با عزیز بی عشق را نخوریم.


 

نوشته شده توسط مینا مهرپویا در یکشنبه ششم مرداد 1387 ساعت 14:24 موضوع | لینک ثابت