انگاه که خداوند به لبخندی هستی را سرود ومن میان اغوش

مهرت زند گی را زیستم 

انگاه که جهان به رنگ نیلی شد وبهار

را روی مزرعه ی چشمانت متولد کردند واژه ای هستی را در

برگرفت به نام تو 

به نام پدر
 
همیشه عاشقت خواهم بود پدر...
-------------------------------------
دوستت دارم بابائی...


 

نوشته شده توسط مینا مهرپویا در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 16:19 موضوع | لینک ثابت